چای
مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن،به مامانم گفتم :
خوب حال میکنیدا پسر به این ماهی دارید
چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن
بابام یه آخی کشید و با افسوس به مامانم گفت : چاییتو بخور….
[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 18:30 ] [ اسماعیل قاسمی ]
[
ارسال نظر(0)
]